رضا قليخان هدايت

1320

مجمع الفصحاء ( فارسي )

خدايگان خراسان بدشت پيشاور * بحمله‌يى بپراكند جمع آن لشكر بمولتان شد و در ره دويست قلعه گشاد * كه هريكى را صد بنده بود چون خيبر ز بوم بتكده‌هايى كه شاه سوخت هنوز * نبرده باد همه توده‌هاى خاكستر نه يك سوار است او بلكه صد هزار سوار * براين گواه منست آنكه ديد جنگ كبر ز چين و ماچين يك‌رويه تا لب جيحون * ز ترك و تاجيك از تركمان و غزو خزر سوار ايشان بر پشت اسب چونان بود * كجا برويد بر تيغ كوهسار شجر سرشته تنشان از حرب و طبعشان شده راست * بحمله بردن و خو كرده چشمشان بسهر بيامدند فروجسته تيز كرده عنان * براندشان و فروخسته تيز كرده جگر دريده جوشن و خسته تن و گسسته اميد * شكسته تيغ و شميده‌دل و فكنده سپر چهار چيز بود در چهار وقت نصيب * خدايگان جهان را چو كرد راى سفر چو عزم كرد صواب و چو راى زد توفيق * چو بازگردد فتح و چو جنگ كرد ظفر